سانسور

در یک ظهر تابستانی مردی در حال پیاده روی در پارک مرکزی در شهر نیویورک بود  که ناگهان متوجه دختر بچه کوچکی شد که توسط یک سگ از جنس پیتبول مورد حمله قرار گرفته بود .

او به طرف سگ دوید و  با سگ درگیر شد . سگ او را زخمی کرد اما او توانست بلاخره سگ را بکشد و جان دختربچه را نجات دهد .

مرد پلیسی که از انجا رد میشد و این جریان را مشاهده کرد جلو دوید و گفت : هی مرد  ،  تو  یک قهرمانی ، یک قهرمان شجاع ، فردا تو میتونی تو همه روزنامه ها بخوانی که مرد نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .

ان مرد پاسخ داد : اما من اهل نیویورک نیستم

پلیس : خب پس فردا مینویسند یک مرد امریکایی شجاع جان دختر بچه را نجات داد

مرد: اما من اهل امریکا هم نیستم

پلیس : خب پس مرد شجاع تو اهل کجایی پس؟

مرد : من اهل پاکستان هستم .....

فردا در همه روزنامه ها نوشتند که : (( یک تروریست مسلمان سگ زبون بسته ی آمریکایی را کشت . ))

/ 38 نظر / 10 بازدید