پدر جان روزت مبارک

دخترک با چشمايی خندان و لباس پوسيده روبروی پدری زحمتکس ولی ناتوان و عليل ايستاده بود و طنين اين جمله رو در گوش او مينواخت

روزت مبارک

جعبه مربعی رو که با تکه های کاغذ کادوهای مختلف تو خيابون کادو شده بود رو ميز شکسته جلو پدرش گذاشت

پدر از ديدن اين هديه بسيار خوشحال شد و با خنده گفت مم..مم..ممنون عزيزم

پدر با ذوق بسيار کاغذ ها را کنار زد و در جعبه را باز کرد

اما ناگهان مات و مبهوت ماند

چون درون جعبه چيزی نبود

بلند شد و سر دخترک فرياد کشيد

هنوز ياد نگرفتی وقتی به کسی هديه ای ميدی يه چيزی بايد تو جعبه بذاری؟؟؟12.gif12.gif12.gif12.gif12.gif

دخترک در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود با بغضی سنگين آهسته جواب داد

ا..ا..اما اون جعبه که خالی نبود

 

جعبه پر بود از بوسه های من..... 10.gif10.gif10.gif10.gif10.gif10.gif

 

 

/ 55 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صابره زجاجي

واقعا قشنگ بود. خسته نباشيد. خستگي من كه با خواندن اين مطلب بي نهايت زيباي شما در رفت . راستي من هم يك وبلاگ دارم . اگه يه وقتي حوصله تان سر رفت ، سري به وبلاگم بزنين.

negar

سلام .وبلاگ خيلی قشنگی داری .ولی چرا اين اسم رو روش گذاشتی .به وبلاگ من هم يه سر بزن خوشحال ميشم

haniye

endesh bood baba tere koondi!

E.M

...!!!

mina

زياد جالب نبود.

mory

گريه منو در اوردی . دستت درد نکنه جالب و احساتی بود برای من .

ali

وبلاگت خیلی با حال بود بابا بیا یه سری به ما بزن جک یادت نره

مرجان

هی بد نبود

م

مطلب جالبی بود . سايت زيبايی دارين.با تشکر