یوزارسیو

 

 

حتما سریال حضرت یوسف .. آخ ببخشید سریال یوزارسیو رو دیدین ! تصور کنید اگر پروژه ساخت این سریال به سینمای کشور دیگری و یا کارگردان دیگری سپرده میشد مسیر سریال چه تغییراتی میکرد  !؟

http://gameron.files.wordpress.com/2008/06/db8cd988d8b3d981.jpg

 

هندی : یوزارسیو با گروهی از زندانیان به جلوی قصر زلیخا میره . وقتی به جلوی قصر میرسد فریاد میزنه : زولایخاهه .. زلیخاه از در بیرون می آد و بالای پله ها ( 56 تا پله) می ایستد . سپس یوزارسیو میخواند : مورا ظولمو کرتاهه موجی آپ ..

خلاصه شانه ها بالا و پایین میره و پشت سری ها هم شروع میکنند به رقص به روش جفتک بعد زن های مصر از لابلای ستون ها بیرون میریزند وگروه زلیخا شروع به رقصیدن میکند. رقص و اهنگ تمام می شود . یه نمای بسته از قیافه فرعون . سپس دوباره : موجی آپ هاهه ... و دوباره رقص . در این اواسط پوتیفار میمیرد . و  موجی اپ کرتاهاهه . و رقص

فیلم از ساعت دوم به بعد با رقص دنبال میشود تا بعد از 5 ساعت به پایان رسد.

 

 

 

آمریکایی : زلیخا به دیدن فرعون میرود و وارد اتاق خاص او میگردد و  در را می بندد .. در این جا صحنه ورود بازیکنان بارسلون به زمین چند بار تکرار میشود . سپس یوزارسیو به زندان می افتد خلاصه یوزارسیو به داخل دستشویی زندان میرود . نمایی از پای او که چند تکه مو جلوی آن می افتد . یوزارسیو بیرون می آید در حالی که تنها حوله ای به کمر بسته ، ریش و سبیل ها رو به طور 6 تیغ عنایت فرموده ! بدن کاملا ٧ تیکه که چه عرض کنم 40 تیکه و بدون مو (لیزری) بازو در سطح آرنولت و یه هد بند مشکی به سبک راکی N و خلاصه پس از نیم ساعت جلوی قصر  فرعون یوزارسیو به شلوار جین مشکی و تی شرت مشکی با یه y گنده وسطش ، شیش هفت دور تیر دور کمر و 8 تا آرپیجی به کمر و 6 تا چاقو آویزون از پهلو و سه تا یوزی آویزون به زیر بغل ها و هزاران نارنجک آویزون از شلوار ، کفش نایک مشکی ساعت قطب نما دار و...

خلاصه صدای انفجار  .. پریدن یوزارسیو ... انفجار پشت سر او .. پریدن یوزارسیو ... انفجار پشت سر او.... پریدن یوزارسیو ... انفجار پشت سر او    ( الی بی نهایت )

در سکانس پایانی هم یوزارسیو دختری را در لب ساحل میابد و دوباره چند بار بازیکنان بارسلونا وارد زمین میشوند. و یه تریپ پرچم امریکا و تیتراژ پایانی

 

 

 

ایرانی : یوزارسیو به زندان می افتد .. فرعون زلیخا را به زور به قصر خود می آورد و قرار عروسی را می گذارد . یوزارسیو در زندان با شنیدن این موضوع معتاد می شود. یعقوب سکته قلبی میکند . چیچی خوائو حسابی قدرت مند می شود.اوضاع بد می شود و بدتر می گردد. سریال به شدت نزولی میگردد. آدم بدای قصه هی قوی میشن و آدم خوبا در آستانه نابودی تا.............. یکی مانده به اخر . در قسمت اخر  آننخوائو سکته مغزی میکند. یوزارسیو ترک میکند . فرعون حکومت را از دست میدهد . زلیخا فرار میکند. پوتیفار میمیرد. پرسپولیس قهرمان می شود (دقیقه96) . مشخص میشود که آننخوائو مامور امریکایی بوده . فرعون توبه میکند. همه خوب میشوند . امید به زندگی بالای هزار میشود و در نهایت جشن ازدواج ...

 

 

 

ایرلند : یوزارسیو به زندان بر میگردد . در سلول انفرادی با قاشق شروع به حفر تونل میکند. میکند و میکند و میکند. سوسک میخورد . مورچه میخورد . و حفر میکند. خاک را در جیب پنهان و در محوطه خالی میکند. پس از اندی سال حفر تونل تمام میشود و یوزارسیو که دیگر در شمایل یعقوب در امده فرار میکند و به ارتش آزادی خواه می پیوندد.

 

 

 

انگلیسی : پوآرو به درخواست پوتیفار مسئول رسیدگی به پرونده یوزارسیو میشود و پس از تمام شدن مراحل تحقیق طبق روال این نوع سریال ها کسی گناه کار است که کمترین ظن نسبت به او میرود : زلیخا ؟   نه .           پوتیفار؟ نه             فرعون ؟ نه              یعقوب ؟ نه            

اون کسی نیست جز شخصی به نام بابان . درست حدس زدید اخبار گوی شبکه یک که قبل از شروع سریال مشغول به اخبار گفتن است . همدستان او افشار و حیاتی نام دارند. جزئیات هم از خود موسیو بلژیکی سلول خاکستری بپرسید.

 

 

 

کره ای : یوزارسیو در آزمون زندانیان آشپز شرکت میکند و نفر اول میشود . سپس از آزمون ورودی به قصر  ، آزمون سر آشپزها ، سر آشپزهای برتر  ، آشپز مخصوص فرعون که درنهایت  آننخوائو باعث میشود یوزارسیو دوباره به زندان برگردد.

      یوزارسیو در آزمون پزشکان زندانی شرکت میکند و نفر اول می شود. و سپس آزمون دکتران دربار و آزمون پزشکیار و آزمون سردکتر ها و دکتر مخصوص فرعون که درنهایت آننخوائو باعث میشود یوزارسیو دوباره به زندان برگردد.

      یوزارسیو در آزمون رزم آوران زندانی ....

      یوزارسیو در آزمون کشاورزی زندانی ها...

      یوزارسیو در آزمون رایانه زندانی ها...

       ادامه دارد..

 

 

 

ایتالیایی : دیوار زندان منفجر میشود . یه ماشین با شیشه های دودی یوزارسیو را سوار میکند و سانتا باربیتانا خواب خود را برای یوزارسیو تعریف میکند(خواب دیده که فرانس فورد کاپولا پدرخوانده 4 را میسازد ) ... یوزارسیو لیدر سیسیل و معاون سانتا باربیتانا میشود . مافیا به همت یوزارسیو جان دوباره ای میگیرد و ....

 

 

 

چینی : یوزارسیو درون زندان چهار زانو با چشمان بسته تمرکز میکند و سپس دو دست را با سرعت به جلو پرتاب میکند . درهای زندان میترکد در سطح بیجینگ . یوزارسیو بر میخیزد و شروع به دویدن میکند با پاچه های دمپا گشاد در سطح اغراق و آستین های گشاد تر از (برخی) اعراب . از زندان فرار میکند و به آستانه ی قصر پوتیفار میرسد شونصد سرباز از سمت چپ و قونصد نینجول از سمت راست وارد صحنه میشوند . یوزارسیو در حالی که نیمی از صورتش پشت موهایش پنهان است مکث کوتاهی میکند و سپس شمشیر خود را از لابلای لباسش بیرون میکشد ، در این حین شیهه ای همچون صدای گربه ی آبستن میکشد و ناگهان همه را رد میکند ، وقتی دوباره به حالت عادی برمیگردد آن پشت سربازان یادشان می افتد که باید بمیرند و نینجول ها باید پازل وار به زمین بریزند .. خلاصه زلیخا یوزارسیو را میبینید و با گامی بلند روی پشت بام می جهد و با گامی دیگر روی پشت بام صد متر آن طرف تر میرود و با گام بعدی روی پشت بام دویست متر و با... (از کنکرد هم جلو میزند) طوری که مادر بگرید . یوزارسیو هم به دنبال او به همین سبک میرود تا زمانی که نزدیک او میشود ، افقی میشود و به صورت پیچ چهارسویی که با سرعت بسته میشود به سمت زلیخا پروازنما میکند .زلیخا سوزن سمی پرتاب میکند .. ای بابا خسته شدم .. خلاصه کلی تو هوا میجنگن بی خیال زمین و آخرشم یوزارسیو پیروز میشه و میره یه مدرسه کنگفو در کنعان دایر میکنه !

 

 

 

ژاپنی : آخ چشمتون روز بد نبیند . پادشاه این دفعه خواب گودزیلا دیده...

 

 

 

آلمانی : ماشین زلیخا پنچر میشود و وسط اتوبان میماند .. آننخوائو که درحال صحبت با موبایل است بدون توجه به جلو با ماشین او برخورد میکند  و راه کاملا بسته میشود پوتیفار که یه غلط دیگری میکند و حواسش به جلو نیست به ماشین آننخوائو میخورد و به نیت 14 معصوم 6 چرخ روی هوا میخورد و به زمین می افتد . یعقوب هم که با بنز مدل خفن خود در حال گریه به این منطقه نزدیک میشده که همانجا از فراغ یوزارسیو چشمانش کور میشود و محکم با ماشین زلیخا برخورد میکند . فرعون که تریلی حاوی تانکر بنزینی سوار است استثنائا صحنه را میبیند و به صورت ترک واری ( ترک آلمانی) ترمز میکند که محور تریلی قیچی میشود و تانکر به ماشین یعقوب میخورد و بنزین نشت میکند. در همین حال سمیر (اردوگان آتالای) با بی ام وه تکراریش  میرسه و همه رو میبره کنار و وقتی هیششششششششششکی نموند تانکر منفجر میشه و کلی بنز خوشگل میترکه تا .... ما ایرانی ها بسوزه .!

 

 

 

مکزیکی : اوووووووووووف تعریف کردنش یه قرن طول میکشه این یکی رو بیخیل ما شو !

 

 

 

به سبک حاتمی کیا : یوزارسیو به علت گروگانگیری در آژانس هواپیمایی  تحت تعقیب است از طرفی میفهمد که زلیخا به علت انفجار مین های خنثی نشده یک پای خود را از دست داده است پس روی صندلی چرخ دار مینشند و با قایم باشک بازی درون هواپیما میرود . در آنجا مسافران را گروگان میگیرد و قصه کوچ اجباری را باز گو میکند هواپیما را به آلمان میبرد تا به درمان چشمان خود بپردازد  در آنجا متوجه میشود که چشمانش هیچ مشکلی ندارد ولی او یک جانباز شیمیایی است پس به ایران بر میگردد و تصمیم میگیرد در بادیه های جنوبی با استفاده از نوار های قرمز رنگ به خنثی کردن بمب ها مشغول شود تا دیگر هیچ زلیخاهی پایش رو مین نرود و به هالیوود بگریزد.

 

 

 

به سبک مجید مجیدی : یوزارسیو در عین فقر کنج عزلتی را برای زندگی انتخاب میکند و بچه دار میشود و زندگی فقیرانه ای را پیش میگیرد و سادگی و حماقت که بعضا ناشی از فقر میباشد جذابیت خاصی به زندگی میبخشد و درکل فقر قشنگ بید.

 

 

 

به سبک مخملباف : یوزارسیو بر اثر فقر می میرد

 

 

 

به سبک کیارستمی : مهم نیست یوزارسیو چه میشود مهم این است که سریال جایزه میبرد

 

 

 

به سبک سیروس مقدم : یوزارسیو هم الیاس از آب در می آید

 

 

 

به سبک مهران مدیری : من اشتباهیم !

 

 

 

به سبک تهمینه میلانی  : فرعون و پوتیفار و یوزارسیو و بقیه همه انسان های مستبد و خودخواه و کم عقلی اند که به زنانشان هر .... دلشان بخواهند انجام میدهند و بیچاره زن هایشااااااااااااان  و دریغا کجاست سازمان دفاع از حقوق زنان .

 

 

 

به سبک پوران درخشنده : کلا خیلی آموزنده بید .

 

 

 

به سبک مهدی فخیم زاده : خود حاش مهدی کاماندو در جه یک میشود و گیش و گوش و گاش و گوروم

 

 

 

به سبک داریوش فرهنگ : خود داریوش خان نقش یوزارسیو را اجرا میکند.

 

 

 

به سبک کیمیایی : مطمئنا یوزارسیو کسی نیست جز پولاد جون

 

 

 

به سبک ایرج قادری : یوزارسیو هر که باشد کشته مرده مرام یک لوطی به نام ایرج میشود.

 

 

 

به سبک فرج ا.. سلحشور : همین گندیه که داره نشون میده  !

 

 

 

 

کاشت ، داشت ، برداشت = ممنوع !

 

/ 151 نظر / 48 بازدید
نمایش نظرات قبلی
amination

ای ول برادر حالی دادی وصف ناپذیر از داستان امریکاییه حالکردم در حد کل خاور دور میدونم نظرات زیاد بده ولی تبریک منم بقبول[چشمک]

حسن شیرعلی

کجایی عزیز دل که دل ما برای تو قاچ قاچ شد . خوبی ؟ خوشی ؟ سلامتی ؟ [چشمک][گل]

محمدرضا

خیلی باحال بود نخ سوزن هندی اهه[تایید][هورا][قهقهه]

روابط عمومی

بنا م خدایی که آرام دهنده دلهاست با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز[گل] در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، که هر هفته به طور منظم برگزار می شود ، در این هفته به بررسی و نقد وبلاگ خودم وخودت پرداخته می شود . لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد. پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود . وعده ديدار ما : يکشنبه 6 /11 / 1387 ساعت 17 الی 19 نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب

مسترخالیبند

س.. س.. س.. سلام خو .. خو.. خو.. بین؟ ب.. ب.. ب.. ببخ.. ببخشید .. دی .. دی .. دی. . دیر شد با.. با... با..ور کن ای.. ای.. ای..نتر..ن .. نت ن.. ن.. ن.. داش.. داش.. تم..م کا..کا...کام..کامپ..پ ..پ..یو..ت...ت...ترم..ه..هم فو..فو...فو..فورو..خ...خ..ت..ت..م ب...ب...با..ز...ز...زم..ب..ب..ب..بب..ببخ..ببخش.. چی.. چی... چی... زه ی... ی... ی.. یه ..ش..ن..شنبه... یه شنبه سا ... سا...سا..عت پ..پ...پنج تا..ه ..ه..هفت ..ع..عصر ن...ن...ن..نقد ..و...وب...وبلاگ... ضا..ضا..ضا..یع ... م...منه تو...تو....تو...نستی . بی..بی...بی...بیا. خو...خو...خوشح...خوشحال .. می ... می ... میشم م..م ... م... منت..ظ ..ظ...ظرم نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) - خيابان ۲۱ - بوستان شفق - فرهنگسراي دانشجو - سراي کتاب[گل]

بانوی جنگل

خیلی بامزه نوشتید

شهره

سلام وب باحالی داری.فکر کنم بچه باحالی هستی واقعا صدات کنیم مستر خالی بند بیا بابا دست بردار این چه اسمیه.یه سر اپم بزنی خوشحال میشم.منتظرم

شهره

سلام وب باحالی داری.فکر کنم بچه باحالی هستی واقعا صدات کنیم مستر خالی بند بیا بابا دست بردار این چه اسمیه.یه سر اپم بزنی خوشحال میشم.منتظرم