مستر خالیبند

مستر خالیبند در هیچ جای دیگر شعبه ندارد !

روز حسرت

سریال روز حسرت چی میشه اخرش > حدس بزنید و جایزه بگیرید ...

 

پایان سوسیالیسمی : حاج رضا همه شرکت و اینارو میفروشه و بین فریده و مسعود تقسیم میکنه تا مسعود بتونه قرض هاش رو بده و فریده به زندگی اش برسه !

 

پایان کمونیستی :حاج رضا طبق یک اتمسفر زدگی مفرط همه اموالش رو به نام زنش میکنه و بعد نرگس خانم میره قرض مرضای همه اونایی که تو کویر بودن رو میده و همه خوشحال و خندان راهی بهشت میشن .

 

پایان تروریستی : مسعود در طی یک حرکت انتحاری با کله شیرجه میزنه تو شکم فریده و بچه سقط میشه و طلاق و تموم .

 

پایان فمنیستی : فریده که طلاقش رو میگیره هیچی , زن حاج رضا هم جوگیر میشه طلاق میگیره بعد میشه وکیل فریده ! بعد باهم میزنن پدر مسعود و حاج رضا رو در میارن ! در نهایت هم با در کمال دوستی هر روز میرن جلوی استادیوم تظاهرات

 

پایان نازیسمی : مسعود با کمک اون رفیقش میمونش یه تصادف ساختگی درست میکنن و فریده و بچه اش رو میکشند . بعد حاج رضا که میفهمه سکته دوبل میزنه و میمیره همه ارث و میراثم میرسه به مسعود. مسعود هم ننش رو میذاره تیمارستان به خاطر توهماتش و با کمال قدرت زندگیشو میکنه

 

پایان ایدزیسمی : بچه فریده به خاطر ایدز ناشی از سرنگ آلوده سقط میشه بعد معلوم میشه که آق مسعود 6 تا زن دیگه هم داشته شرعی و غیر شرعی . فریده که میفهمه کلی شاکی میشه میره پیش حاج رضا , حاجی هم به منشی اش مرخصی ساعتی میده و نمیدونم چی میشه که حاج رضا هم ایدز میگیره . خب وقتی حاج رضا ایدز بگیره نرگس خانم هم میگیره دیگه..

 

پایان ایده آلیسمی : فریده ترک میکنه و بچه سالم به دنیا میاد بعد مسعود هم به همین خاطر همه چی رو فراموش میکنه و زندگی رو با هم از نو میسازن . بعد همشون توبه میکنن و کلی خوب میشن مضاف بر اینکه نرگس خانم هی کانکت میشه تو برزخ و چک میکنه که همه تو بهشت باشن .

 

پایان کانتیسمی : حاج رضا با تاثیرات عروسش روشنفکر میشه , ریشا رو از ته میزنه و کرواتی میشه . بعد مسعود هم خواننده رپ میشه و از اجتماع میگه .. آخرشم نرگس خانم همه رو میبره تو یه پارتی و میگه بیاید اینجا دروازه ی برزخه یکی یه دونه از این قرصای اکس بندازین بالا تا وارد شیم.

 

پایان رمانسیسمی : مسعود فریده رو طلاق میده و بعد از 20 سال همدیگه رو اتفاقی تو لاوی یه هتل میبینن و میفهمن که همدیگه رو دوست دارن . بعد میرن تو شافی کاپ هتل و شان ساین سفارش میدن.

 

پایان سیاسیسمی : حاج رضا تو سازمان ملل کنفرانس داشته , مسعودم با خودش میبره اونجا ولی مسعود اونجا عضو یک گروهک اسرائیلی میشه و ملیتش رو تغییر میده یه سال بعد با یه دختر لبنانی به نام "وفا" آشنا میشه و باهاش عروسی میکنه و ماه عسل میرن تاجیکستان !

 

پایان ایرانیسمی : حاج رضا جو گیر میشه و به مناسبت آشتی مسعود و فریده (والبته برای آ بروش) یه عروسی راه میندازه برای اینا که همراه اونا 100 زوج جوان دانشجو ازدواج دانشجویی میگیرن که زوج 99 ام دوست مسعوده با زری ساقی.

 

پایان جواتیسمی : دوست مسعود طی یک برخورد اتفاقی با استاد نرگس خانم توبه کار میشه و میاد فریده رو میگیره و بچه اش رو بزرگ میکنه و بعد معصومه هم دوباره زنده میشه و میگه من نمرده بودم فقط میخواستم مسعود رو امتحان کنم , بعد میاد و با مسعود زندگی میکنن

 

پایان راشیتیسمی : بچه فریده به دنیا میاد اما قلبش ضعیفه و باطری میخوره بعد مسعود یه بار  باطری های قلب بچه رو با یه باطری نور (ایرانی) عوض میکنه , قلب بچه هم سولفاته میکنه و بچه میمیره ..

 

پایان تراژدیسمی : بچه فریده به دنیا میاد و یکی از نوابغ میشه که در 6 سالگی وارد دانشگاه میشه ولی در 10 سالگی در حالی که به سختی نفس میکشیده بر اثر خشکی ریه ها ( به خاطر اعتیاد ننش) جان به جان آفرین تسلیم میکنه. روحش شاد و یادش گرامی باد

 

پایان هیچی نیستی : مسعود که سزای کارش رو میبینه و به خاطر نزولش می افته زندون بعد حاج رضا هم عروسش رو زیر بال و پر میگیره و هردو در مراسم ختم نرگس خانم شرکت میکنن . راستی مسعودم بچه حاج رضا و ننه نرگس نبوده اصلا

 

پایان مسترخالیبندیسمی : جواب آزمایش فریده اشتباه بوده !سبز

 

+   مستر خالیبند ; ٧:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/٥
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir