مستر خالیبند

مستر خالیبند در هیچ جای دیگر شعبه ندارد !

خدا علی را لعنت کند

به بهانه یتیم شدن همه شیعیان

آری مرد جوان

این جگر گوشه ی من چندیست که یتیم شده

یتیم که نه لتیم شده است

مادرش در هنگام تولد تاب درد زایمان را نیاورد

پدرش هم که ...

آری پسرم هم به جنگ رفت و در آنجا کشته شد

خدا خلیفه را نیامرزد که مردان کوفه را به جنگ برد و این یتیمان را پروراند

خدا علی را لعنت کند.

از آن زمان تنها امید ما به شماست خدا خیرت دهد

 

در این هنگام مرد جوان که در جلوی تنور ایستاده بود به شراره های آتش در دل تنور خیره شد و قدری صورتش را به تنور نزدیکتر کرد . نزدیک و نزدیک تر. شراره های آتش صورتش را میسوزاند. چهره اش همچون گلی سرخ گلگون شده بود . و مرد جوان می گریست . آه نه نمی گریست می بارید . بهتر بگم که می سوخت . قلب نه که گلوله ی آتشی در درون سینه ی او می تپید . نمی تپید ... میجوشید. مرد جوان به آرامی زیر لب نجوا میکرد : مادرجان علی را حلال کن ..

 

______________________________________________________

شب قدر

     خواستم قدری قدر قدر را بدانم ولی بدی بد بودنم بد دورم میساخت ز آدم شدنم..چه خوب میگفت پیر ما در حق ما که : بر دلم بود ک آدم شوم اما نشدم.. آری من دیگر نتوانم نتوانم. آه یاسمنم قسم یاد میدارم که هیچ کسی به بدی من تو را نرنجانده است .بهتر که آمدنت را نباشم که .. بهتر که اصلا نباشم.. بهتر که نباشم..

            سبحانک یا لااله الا انت الغوث الغوث خلصنا من الدنیا یارب

+   مستر خالیبند ; ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٧/٢
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir