هااااااااااااااا سجده کنییییییییییید !


سووووووووووووووووت سوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووت
گاد : بچه ها بیاید اینجا بیبینم . یه کار دستی درست کردم
گابریل : اه کو کو کجاست ؟
مایکل : ایول لابد باید چیز باحالی باشه
اویل : مشتاقانه منتظر رویت اونیم
گاد : بیاید . دا دا دا داااااااام ..... این شما و این هم انسان
گابریل : اوه خدای من شاهکاااااااااااااااااااار کردی . احسنت . فتبارک ا... دمت گرم....
مایکل : به به خوبه .. اما چرا اینجوریه؟
گاد : خب راستش هنوز خشک نشده
اویل : ممممممم راستش خوبه .. اما من یکی زیاد خوشم نیومد
گاد : مگه چشه ؟
اویل : خب این موجود اصلا به چه دردی میخوره؟
گاد : خیلی هم خوبه ، به همه دردی میخوره
اویل : آره میتونه آدمکش بشه ، میتونه فحش بده و یا حتی میتونه در مورد الان ما مطلب طنز بنویسه نه؟
مایکل : خدا جون خب بگو به چه دردی میخوره خب ؟
گابریل : خدا جون من یکی که قبولت دارم دربست تو بهترین بهترین بهترین بهترینی... جیگرتو
گاد : خیلی زیاد حرف میزنید ها، حالا که اینطور شد مسابقه پسابقه کنسله.. دیگه هیچکدومتون خلیفه ی من نمیشید. این انسان رو میکنم خلیفه ! به جومونگ هم اینو بگید!!!!
اویل : این ؟ آخه خدا جون این که حتی نمیتونه دماغش رو بکشه بالا
گابریل : آه نه پروردگار جهانیان من همیشه مخلصت بودم جون من این شانسو از ما یا از من نگیر
گاد : همین که گفتم ..
اویل : خدا جون پشیمون میشی ها .. اینی که تو درست کردی بعدا مدعی میشه که از نسل میمون بوده و تو فقط دستگاه زیراکس رو روشن کردی ...
گاد : خاموش ، حالا که اینطور شد همتون باس بهش سجده کنید
مایکل : چی ؟ سجده کنیم ؟ خدا مگه عقلتو...آخ نه منظورم اینه که آخه چرا ؟ مگه تو خدا نیستی؟
اویل: ای بابا حالا افتاد رو دنده ی لج .. جون من کوتاه بیا دیگه ما فقط به تو سجده میکنیم
مایکل : چیکار میکنی گابریل ؟
گابریل : مگه نشنیدی گفت سجده کنید ... سبحان ا.... سبحان ا...
اویل : پاشو بابا شوخی کرد . خدا جون بگو که تو نمیخوای ما به این انسان گوزو سجده کنیم ؟
گاد : سجده کنید
مایکل : ای بابا ... استغفرا... خداجون اگه بعدا پشیمون شدی تقصیر خودت بوده ها.. سبحان ا...
اویل : خدا جون این اصلا لایق نیست ولی به خاطر گل روی تو هم که شده چشم .. سبحان ا..
گاد : چی ؟ سجده نمیکنی؟
اویل : من که سجده کردم.!
گاد : چی ؟ یعنی میگی من کورم ؟
مایکل : ای بابا سجده کرد که ..
گابریل : مایکل تو ساکت باش . اویل بی حیا چطور جرات کردی؟
گاد : برو از خونه ی من بیرون . از درگاهم برو بیروووووووووون
اویل : خدا جون سجده کردم . ببین ... سبحان ا..
گابریل : خدا رو مسخره میکنی ؟ بی شعوووووووووور
اویل : ای بابا خدا جون من مخلص انسون جونت هم هستم . بابا غلط کردم .
گابریل : دیگه فایده ای نداره بیرون ؟؟؟
اویل : باشه الان عصبانی ای ... میرم فردا میام
گاد : فردا نه ... دیدار به قیامت
اویل : خدا جون باشه.. ولی من سعی می کنم انسان هات رو به سمتت هدایت کنم. تو کارت درسته من نفهمیدم. ایشلا این انسان ها هم تورو میشناسن و آدم میشن.
گاد : بیخود. انسان های من منو میشناسن
اویل : آخه خدا جون .. اینا هزار و یک کثافت کاری دارن .
گاد : چی ، میخوای گمراهشون کنی؟
گابریل : بی شرم !
گاد : بیروووووووووووووووووووون . هر غلطی دلت میخواد بکن..
اویل : من؟ من؟ خدااااااااااااااااااااااا

